تبليغاتX
<-BlogTitle->

مشخصات
موضوعات
گذشته
همراهان من
  


 سخن روز

   


اين روزها سرم را گرم كرده ام به آينده اي كه ...
 
آغوشم را گرم مي كني


 

 

   تاريخ:دوشنبه 4 مهر1390  موضوع:   لينک مطلب  


 فلسفه

معلم فلسفه یک صندلی میذاره وسط کلاس و به شاگردان میگه: شما باید یک مقاله بنویسید و در آن ثابت کنید که این صندلی وجود ندارد!

یکی از شاگردان دو کلمه مینویسه و ورقه‌اشو میذاره رو میزش و بعداز اینکه معلم ورقه ها را تصحیح میکنه اون بهترین نمره رو میگیره!

اگه گفتین چی نوشته بوده؟

نوشته بوده: کدوم صندلی؟

   تاريخ:دوشنبه 4 مهر1390  موضوع:اندیشه   لينک مطلب  


 يادمون باشه

یادمون باشه مواظب سه چیز باشیم: وقتی تنها هستیم مواظب افکارمون

 وقتی با دوستان هستیم مواظب اخلاقمون

 و وقتی که درجامعه هستیم، مواظب زبونمون ...

و اما بهتره همیشه و همه جا مراقب هرسه باشیم، افکار، اخلاق و زبان

   تاريخ:چهارشنبه 12 مرداد1390  موضوع:پند   لينک مطلب  


 احتیاط در واژه ها

چند بار به کسی گفته ایم : مدتی است که با فلانی جر و بحث نکرده ام.یا : هرگز سرما نخورده ام و ناگهان روز بعد سرما می خوریم یا با فلانی مشاجره می کنیم  ؟

پس نتیجه می گیریم : صحبت درباره ی وقایع دلپذیری که برای ما رخ داده بد اقبالی می آورد.

چنین نیست ...

در حقیقت روح جهان همواره در هر مشکلی به ما نشان می دهد که چه مدتی بدون یکنواختی مشخصی مانده ایم.

می خواهد به ما بگوید که زندگی چگونه تا آن لحظه سخاوتمند بوده است و اگر با شجاعت از موانع عبور کنیم همین گونه باقی خواهد ماند.

واژه های مثبت را در فضا نگاه داریم ... آن ها به رشد ما در هر مشکلی کمک می کنند.

   تاريخ:دوشنبه 2 خرداد1390  موضوع:پند   لينک مطلب  


 اولین پست 90

احمد شاملو میگه :

به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم ...

خدا فشار خونم را گرفت، معلوم شد که لطافتم پایین آمده.

زمانی که دمای بدنم را سنجید، دماسنج 40 درجه اضطراب نشان داد.

آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم، تنهایی سرخرگهایم را مسدود کرده بود ...

و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند.

به بخش ارتوپدی رفتم چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم و آنها را در آغوش بگیرم.

بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کرده بودم ...

فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم، چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراتر ببرم.

زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم معلوم شد که مدتی است که صدای خدا را آنگاه که در طول روز با من سخن می گوید نمی شنوم ...!

خدای مهربان برای همه این مشکلات به من مشاوره رایگان داد و من به شکرانه اش تصمیم گرفتم از این پس تنها از داروهایی که در کلمات راستینش برایم تجویز کرده است استفاده کنم :

هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم

قبل از رفتم به محل کار یک قاشق آرامش بخورم .

هر ساعت یک کپسول صبر، یک فنجان برادری و یک لیوان فروتنی بنوشم.

زمانی که به خانه برمیگردم به مقدار کافی عشق بنوشم .

و زمانی که به بستر می روم دو عدد قرص وجدان آسوده مصرف کنم.

امیدوارم خدا نعمتهایش را بر شما سرازیر کند:

 رنگین کمانی به ازای هر طوفان ،

لبخندی به ازای هر اشک ،

دوستی فداکار به ازای هر مشکل ،

نغمه ای شیرین به ازای هر آه ،

و اجابتی نزدیک برای هر دعا  .


   تاريخ:دوشنبه 19 اردیبهشت1390  موضوع:اندیشه   لينک مطلب  


 یه روز


یه روز یه ترکه ...

اسمش ستار خان بود، شاید هم باقر خان.. ؛

خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛

یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد، جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد، فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو، برای اینکه ما یه روزی تو این مملکت آزاد زندگی کنیم.

یه روز یه رشتیه ... 

 
اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛

برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلقه تلاش کرد، برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛

اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد.


یه روز یه لره... 

 
اسمش کریم خان زند بود، موسس سلسله زندیه؛

ساده زیست، نیک سیرت و عدالت پرور بود و تا ممکن می شد از شدت عمل احتراز می کرد.

یه روز یه قزوینه... 


به نام علامه دهخدا ؛

از لحاظ اخلاقی بسیار منحصر بفرد بوده و دیوان پارسی بسیار خوبی برای ما بر جا نهاد.


یه روز ما همه با هم بودیم...،

ترک و رشتی و لر و قزوینی و...

تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و قفل دوستی ما رو شکستند... ؛

حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم، به همدیگه می خندیم!!! و اینجوری شادیم !!!!

این از فرهنگ ایرونی به دور است. آخه این نسل جدید نسل قابل اطمینان و متفاوتی هستند.

پس با همدیگه بخندیم نه به همدیگه!

   تاريخ:جمعه 13 اسفند1389  موضوع:پند   لينک مطلب  


 بگرد هست ...

تجلی بیکاری
 
یک نفر دکترای ریاضی محض داشت، هرچی دنبال کار میگرده بهش کار نمیدن!

بعد از کلی تلاش،میبینه شهرداری رفتگر بیسواد استخدام میکنه میره شهرداری مشغول به کار میشه بعد از دو سه ماه میگن همه باید در کلاسهای نهضت شرکت کنید!
این بنده خدا هم شرکت میکنه ! یه روزمعلم در کلاس چهارم، ایشون رو می بره پای تخته تا مساحت شکلی رو حساب کنه!

تو فکر بوده که انتگرال بگیره یا نه که می بینه همه همشاگردی هاش دارن داد می زنن : آقا جون انتگرال بگیر!

   تاريخ:جمعه 29 بهمن1389  موضوع:اندیشه   لينک مطلب  


 هرچه می خواهی باشی باش اما ... آدم باش

امان از مردم

مردم اغلب بی انصاف, بی منطق و خود محورند, ولی آنان را ببخش.

اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم میکنند, ولی مهربان باش.

اگر موفق باشی دوستان دروغین و دشمنان حقیقی خواهی یافت, ولی موفق باش.

اگر شریف و درستکار باشی فریبت میدهند, ولی شریف و درستکار باش.

آنچه را در طی سالیان سال بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند, ولی سازنده باش.

اگر به شادمانی و آرامش دست یابی حسادت میکنند, ولی شادمان باش.

نیکی های درونت را فراموش میکنند, ولی نیکوکار باش. بهترینهای خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچگاه کافی نباشد.

   تاريخ:چهارشنبه 13 بهمن1389  موضوع:اندیشه   لينک مطلب  


 درجا زدن ما ...

درخصوص فرهنگ کار تیمی

در مهد کودکهای ایران 9 صندلی میذارن و به 10 بچه میگن هر کی نتونه سریع برای خودش یه جا بگیره گرگه و .... ادامه بازی. بچه ها هم همدیگر رو هل میدن تا خودشون بتونن روی صندلی بشینن.

با این بازی ما از بچگی به کودکان خود آموزش میدیم که هرکی باید به فکر خودش باشه.

در مهد کودکهای ژاپن 9 صندلی میذارن و به 10 بچه میگن اگه یکی روی صندلی جا نشه همه باختین. لذا بچه ها نهایت سعی خودشونو میکنن و همدیگر رو طوری بغل میکنن که كل تيم 10 نفره روي 9 تا صندلي جا بشن و كسي بي صندلي نمونه. بعد 10 نفر روی 8 صندلي، بعد 10 نفر روی 7 صندلي و همینطور تا آخر.

با این بازی اونا به بچه هاشون فرهنگ همدلی و کمک به همدیگر رو یاد میدن.


نتایج تیم فوتبالمون باز ثابت کرد ما در کارهای گروهی خیلی ضعیفیم.همیشه با نقدهای مغرضانه و عدم همدلی می خواهیم افرادی موفق نباشن و بعد بشینیم ازشون انتقاد کنیم.فوتبال ما با حضور مدیران ناکارآمد و کارشناسان همیشه منتقد و کینه توز به هیچ جایی نمی رسه.جالب کارشناسانی که به تلویزیون ایران میان خوشون چند باری تیمهاشون به دسته پایین تر رفته یا وسط فصل از کار برکنار شدن.


 

   تاريخ:جمعه 8 بهمن1389  موضوع:اندیشه   لينک مطلب  


 بسان ...

با مخالفان

گر مخالفان خود را به‌ پای چوبه‌ی اعدام می کشانی ! بدان‌ صاحب عقلی هستی بسان طناب .

و اگر مخالفان خود را به‌ زندان می فرستی! بدان صاحب عقلی هستی بسان قفس .

و اگر با مخالفان خود به‌ جنگ درمی افتی! بدان صاحب عقلی هستی بسان چاقو .

و اما اگر با مخالفان خود به‌ بحث و گفتگو می پردازی و آنها را متقاعد می سازی و به‌ سخنان حق آنها ...قناعت می کنی! بدان صاحب عقلی هستی‌ بسان عقل.

   تاريخ:پنجشنبه 30 دی1389  موضوع:اندیشه   لينک مطلب  


 ازدواج مجدد یا ازدواج موقت ؟

راستش ما دیدیم مجلس خیلی وقت است دارد با دو واژه «ازدواج مجدد» و «ازدواج موقت» بازی می کند و توی سر خودش می زند تا بگوید من به فکر حمایت از خانواده هستم. کسی هم نمی گوید این چه جور حمایتی است که فقط دو جور ازدواج خشک و خالی را در برمی گیرد، تازه همان دو تا را هم مدت هاست زورش نمی رسد تصویب کند.

انواع ازدواج های پیشنهادی:


* ازدواج مسلم: ازدواج اول که حق مسلم هر مردی است.

* ازدواح مفرح: مردی که از یکنواختی زندگی با همسر اولش خسته شده است، برای تفریح زن دیگری بگیرد.

* ازدواج موجه: چرا مردی که زن اولش بچه دار نمی شود یا بیماری دارد، به بهانه های واهی مثل مردانگی و انسانیت و تن دادن به قسمت و صبر در امتحان الهی، به پای او بماند؟ موجه است که در این هنگام هرچه زودتر برای ازدواج بعدی اش اقدام کند.

* ازدواج متمم: مرد ببیند چه صفات زنانه ای را دوست داشته که زن اولش ندارد. بعد زنی بگیرد که آن صفت ها را داشته باشد.

* ازدواج مثلث: مرد تقوی پیشه کرده و به سه زن قناعت نماید.

* ازدواج مربع: مرد تمام چهار زنی را که شرع به او اجازه می دهد بگیرد.

* ازدواج ملون: مرد چهار زن بگیرد: سفید پوست، سرخ پوست، سیاه پوست و زرد پوست.

* ازدواج منظم: مرد هر شش ماه یک بار زن بگیرد.

* ازدواج میسر: مرد هر زنی را که برایش میسر است بگیرد.

* ازدواج مشبک: مرد یک شبکه هرمی ازدواج راه بیندازد. به این معنی که هر زنی گرفت، آن زن، چهار زن دیگر را هم به او معرفی کند و او همه آنها را بگیرد.

* ازدواج مکرر: مرد آن قدر زن بگیرد تا جانش از فلان جایش در برود.

   تاريخ:جمعه 24 دی1389  موضوع:طنز   لينک مطلب  


 نخستین گام

 

بر خلاف باور عمومی که تاریکی را عامل افسردگی افراد می داننند ،  بيشتر خودكشي ها صبح هنگام رخ می دهند.در ست در لحظه بيدار شدن از خواب است كه افسردگي ،  خود را به شدیدترین شکل آشکار می کند : هنگام مواجه با یک روز جدید.

این موضوع ما را به تفکر در یک نقل قول قدیمی عرب وا می دارد : بدترین گام ها ،  نخستین آنهاست.

هنگامی که برای تصمیم گیری مهمی آماده می شویم ، تمام نیروهای جهان ، برای جلوگيري از پيشروی ما متمرکز می شوند.به این امر عادت کرده ایم.یک قانون قدیمی فیزیک هست که غلبه بر سکون دشوار است و چون نمی توانیم قوانین فیزیک را دگرگون کنیم ، انرژی مازادمان را متمرکز و صرف برداشتن نخستین گام می کنیم.از آن پس ، راه خود به یاریمان خواهد آمد.

 

   تاريخ:دوشنبه 20 دی1389  موضوع:اندیشه   لينک مطلب  


جمله كوتاه
 
صفحه فيسبوك
كليك كن
 
اخبار ورزشی
  
 موسيقي امروز

 

WwW.hamed-sarhangian.Blogfa.Com




>